مساله ی سنگسار از دیدگاه های مختلف مورد بحث قرار گرفته و من هم مطالب زیادی در این مورد خوندم. اما هدفم اینجا بیشتر اینه که نظرم رو راجع به فیلم سنگسار ثریا میم بنویسم. هرچند سعی می کنم برداشتم رو راجع به مساله ی سنگسار در اسلام بنویسم.

طبق تحقیقی که داشتم مجازات سنگسار برای فرد زنا کار (زنای محصنه) در هیچ کجای قرآن نیامده و فقط از روایات و یا تفاسیر برداشت شده.
حالا در مورد اینکه اصلا سنگسار مجازات اسلامی هست یا نه دو عقیده وجود داره:
۱- خب در اینکه ما باید علاوه بر قرآن باید از سنت پیامبر و روایات هم استفاده کنیم شکی نیست. چون خیلی از احکام الهی در قرآن نیامده و ما با مراجعه به سنت آن احکام را اجرا می کنیم مانند نماز و ... . اما مساله اینجاست که به اعتقاد برخی، حکم مجازات شخص زنا کار به طور دقیق در قرآن آمده و به این دلیل نیازی به مراجعه به روایات نیست و آن مجازات يكصد تازيانه يعني «مأه جلده» است و نه سنگسار
« الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ » نور آیه 2
زن زناكار و مرد زناكار، به هركدامشان صد تازيانه بزنيد.
و به عقیده ی آيتالله سيدمحمد موسوي بجنوردي «کیفری که در قرآن (که منبع اصلی قانون گذار است) آمده در این مورد 100 ضربه شلاق است نمی شود قانون گذار این کیفر ضعیف تر را اول بیان کند و بعد با سنت بیاید کیفر قوی تر یعنی سنگسار را بیان کند. مثلا در قرآن بيايد مساله صد شلاق را بگويد و بعد با سنت بيايد مساله رجم را بگويد. همچنین در آیاتی بیان شده که:
«يا نساء النبي لستن كأحد من النساء من يأت منكن بفاحشه مبينه يضاعف لها ضعفين» اي همسران پيامبر، شما مانند بقيه زنان نيستيد، اگر يكي از شماها مرتكب فحشاي مبينه [زنا] بشود، كيفر و عذاب او دو برابر زنان ديگر است. .يعني اگر شما اين را انجام بدهيد، شما دو برابر كيفر داريد. پس بايد پيشاپيش كيفري مشخص شده باشد، تا دو برابر آن معني و مفهوم پيدا كند. يعني قبلا عددي معلوم هست كه كيفر اينان دوبرابر آن ميشود و آن، صد تازيانه است كه ميشود دويستتا. اما اگر بگوييم كيفر زن شوهردار رجم است در اين صورت، دو برابر يعني چه؟ ديگر دو برابر اصلا معنا ندارد، چون رجم قابل تكرار نيست اصلا، چون واحد مشخصي است و قابل تكرر نيست.»
و اینکه در آیه 25 سوره ی نسا گفته شده که مجازات زنان زنا کاری که کنیز یا برده بودند نصف مجازات زنان آزاد زناکار است که این موضوع نیز گواهی بر مطلب بالاست.
۲- اما دیدگاه دیگر اینکه روایاتی هست که پیامبر و خلفا از مجازات سنگسار استفاده می کردند اما خود پیامبر و در روایتی هم که از حضرت علی خوندم بسیار سعی می کردند که حتی الامکان این مجازات انجام نشود و شخص توبه کند. به برخی از این روایات اشاره می کنم: البته قبلش به این موضوع هم اشاره کنم که در هیچ حدیثی مستقیما از زبان پیامبر گفته نشده که: زناكار بايد سنگسار شود. (لا اقل من ندیدم)
بریم سراغ روایات:
- درسيره ميخوانيم كه پس ازآنكه پيامبر اكرم و مؤمنين به مدينه هجرت كردند، اتفاق افتاد كه يك زن و مرد از يهودان مدينه مرتكب زنا شدند. يهودان به نزد پيامبر رفتند و گفتند تو كه ادعا ميكني آمدهاي تا احكام تورات را اجرا كني، اكنون بيان كن كه حكم تورات دربارهي زن و مرد زناكار چيست؟ پيامبر اكرم به «بيت المدراس» (مدرسهي ديني يهودان) رفت و از خاخامها خواست كه تورات را بياورند و حكم زناكار را برايش بخوانند. ولي هركدام از خاخامها گفت حكم تورات آنست كه زن و مرد زناكار را بايد وارونه بر خري سوار كنند و با روي سياه در شهر بگردانند تا عبرت ديگران شوند. وقتي پيامبر به آنها سوگند داد كه تورات را بياورند و حكم زناكار را بخوانند، خاخام جواني به نام عبدالله ابن صوريا تورات را آورد و خواند و گفت: حكم زناكار در تورات آنست كه سنگسار شود. پيامبر اكرم گفت: من شايستهترين كس به اجراي حكم تورات هستم كه حكم خدا است؛ و دستور داد آن زن و مرد زناكار را سنگسار كردند. [سيره ابن هشام: 2 / 206- 207. تفسير طبري: 4 / 572- 575]
- در گزارشها از دومورد ديگر سنگسار در اواخر عمرِ پيامبر سخن رفته، كه هيچكدام مربوط بهكسي از مردم مدينه نبوده، بلكه هردو متعلق به دوتا از قبايل بدوي بيابانگرد است. يكي اين دومورد را ضمن رخدادهاي سال نهم هجري چنين نقل كردهاند:
«عبدالله ابن بريده از پدرش روايت كرده كه من نزد پيامبر نشسته بودم؛ يك زن از قبيلهي بنيغامد آمد و گفت: يا نبي الله من زنا كردهام و ازتو ميخواهم كه تطهيرم كني. پيامبر بهاو گفت: بهخانهات برگرد. روز ديگر باز آمد و نزد او بهزنا اعتراف كرده گفت: يا رسول الله من زنا كردهام و ميخواهم كه تطهيرم كني. پيامبر بهاو گفت: بهخانهات برگرد. چون روز ديگر شد باز هم آمد و نزد او بهزنا اعتراف كرده گفت: يا نبي الله مرا تطهير كن. شايد ميخواهي همانگونه كه ماعز ابن مالك را دست بهسر كردي مرا دست بهسر كني. بهخدا سوگند كه من حاملهام. پيامبر بهاو گفت برگرد تا وقتي كه بچهات را بزايي. چون زاييد پسربچه را درآغوش گرفته آمد و گفت: يا نبي الله آنك زاييدهام. گفت: برو بهاو شير بده تا اورا از شير برگيري. چون اورا از شير برگرفت پسربچه را در حالي كه پارهناني دردست داشت بهنزد پيامبر برد و گفت: يا نبي الله آنك اورا از شير گرفتهام. پس پيامبر آن پسربچه را بهيكي از مسلمانان سپرد و دستور داد تا گودالي براي زن كندند و اورا تا سينه در گودال ايستاندند، و بهمردم دستور داد تا اورا سنگسار كردند». [منتظم ابن الجوزي: 3 / 374]
- و درحديث ديگري از روايت «بريده» چنين نوشتهاند:
«ماعز ابن مالك بهنزد پيامبر آمد و گفت: يا رسول الله مرا تطهير كن. گفت: تورا چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و به درگاهش توبه كن. او رفت و باز برگشت و گفت: يا رسول الله مرا تطهير كن. پيامبر گفت: تورا چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و بهدرگاهش توبه كن». باز رفت و باز برگشت و گفت: يا رسول الله مرا تطهير كن. باز هم پيامبر مثل دفعهي قبل بهاو گفت. چهارمينبار كه آمد و همان حرف را تكرار كرد، پيامبر گفت: براي چه تورا تطهير كنم؟. گفت: براي زنا. پيامبر پرسيد: آيا ديوانگي دارد؟. بهاو پاسخ دادند كه ديوانگي ندارد. پرسيد: آيا خمر ننوشيده است؟ مردي برخاست و دهانش را بوييد، و بوي خمر ازاو نَشَميد. رسول الله گفت: آيا زنا كردهاي؟ گفت: آري. پس فرمود اورا سنگسار كردند». [صحيح مسلم: حديث 1695]
- همچنين در حديثي آمده كه كسي بهنزد پيامبر شكايت برد كه زنش را در خانهاش با مردي گرفته است. پيامبر گفت: گواه بياور. مرد گفت: يا رسول الله! آيا كسيكه در خانهاش ببيند كه مردي برروي زنش خفته است بايد برود و دنبال گواه بگردد؟ پيامبر گفت: يا گواه بياور يا كمرت را براي تازيانه آماده كن. [صحيح بخاري: حديث شمارهي 2671]
- درحديثي نيز در الكافي آمده كه «زني به نزد عمر [ابن خطاب] آمد و گفت: من زنا كردهام مرا تطهير كن. عمر دستور داد كه سنگسارش كنند. علي اينرا شنيد و از زن پرسيد: چگونه زنا كردهاي؟ زن گفت: از بياباني ميگذشتم، شديدا تشنه شده بودم، از يك عرب بيابانگرد آب خواستم، او از دادن آب به من خودداري كرد مگر آنكه خودم را به او تسليم كنم، و چون تشنگي برمن زورآور شد و ترسيدم بميرم او به من آب داد و من تنم را به او سپردم. علي گفت: سوگند به خداي كعبه كه اين ازدواج است. [الكافي، باب النوادر، حديث 8]
- همچنين در الكافي از زبان يكي از شيعيان آمده كه از امام جعفر صادق دربارهي مردي پرسيدم كه در عراق زن دارد و در حجاز مرتكب زنا شده است؛ امام گفت: به او صد تازيانه ميزنند ولي نبايد سنگسار بشود . [ الكافي، جلد 7 ، باب ما يحصن و ما لا يحصن]
با این حال ثابت کردن زنا به همین راحتی ها هم نیست:
4 نفر باید گواهی دهند که دو فرد را در حال زنا با هم دیده اند که همین یک شرط بسیار کار را سخت می کند چون امکان اینکه 4 نفر ناظر بر عمل زنا به طور کامل باشند بسیار ضعیف است. همچنین اگر مردی به همسر خود تهمت زنا زند و نتواند 4 گواه آورده و ثابت کند خودش مجازات به 80 ضربه شلاق می شود:
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً. نور آیه 4
به كساني كه به زنهاي شوهردار تهمت عمل منافي عفت بزنند سپس چهار گواه نياورند هشتاد تازيانه بزنيد
اين آيهها مقرر ميدارد كه اگر مردي به همسرش تهمت منافي عفت بزند و نتواند چهار گواه بياورد كه عمل را به چشم ديده باشند، بايد چهار نوبت به الله قسم بخورد كه راست ميگويد و دروغ نميگويد، و در نوبتِ پنجم بگويد اگر دروغگو است لعنت خدا براو بادا. در عين حال، درصورتي كه زن چهار نوبت به الله قسم بخورد كه مردش دروغ ميگويد و در نوبت پنجم بگويد كه اگر مردش راست ميگويد او (يعني زن) به غضب خدا گرفتار گردد، در اينصورت نبايد مجازاتي متوجه زن بشود.
همین طور که می بینید بر فرض اینکه حکم سنگسار واقعا در اسلام بوده و حکم الهی است،باز هم شرایط بسیار سختی برای اجرای آن هست. مثلا اگر شخص توبه کند هیچ مجازاتی برایش نیست. و اینکه حکم بگونه ای طراحی شده است که جز در موارد نادر قابل عمل و اجرا نیست و بسیار نادر اتفاق می افتد که چهار شاهد عادل عملی که معمولاً در خفا واقع می شود و کمتر اتفاق می افتد که یک انسان گنه کار در فضایی کاملاً آزاد و بدون در خواست کسی، خود چهار بار اقرار کند و عواقب عمل را هم بداند و حاکم هر بار او را سفارش کند که اقرار تو ممکن است اشتباه باشد و اگر دیگر اقرار نکنی و به چهار مرحله نرسد از تو دست خواهم کشید ولی در عین حال او خود چهار بار اقرار کرده و خود را برای عقوبت مهیا کند و در نهایت اگر هم حکم سنگسار جاری شد اگر شخص فرار کرد نباید جلوی او را گرفت... خود زنای محصنه شرایطی دارد. اینکه شخص دارای همسر باشد، اگرهمسرش مشکل جنسی داشته باشد، یا در سفر باشد و یا از هم بستری با همسرش امتناع می کرده و ... در این صورت این حکم قابل اجرا نخواهد بود.
*******
حالا بپردازم به فیلم سنگ سار ثریا میم. که از نظر من خیلی خنده دار و مصنوعی ساخته شده بود. در تحلیل شخصی خودم با این فرض پیش میرم که حکم سنگ سار در اسلام بوده و اجرا شده. اولا اگر از دید کلی نگاه کنیم این فیلم هدفش اینه که اسلام، جمهوری اسلامی ایران و مسئولینش و روحانیت رو خراب کنه. و در تمام طول فیلم به این موضوعات پرداخته که به طور کلی خلاصه ای از فیلم و این موضوعات رو بیان می کنم.

سنگ سار ثریا قضیه ی زنی به نام ثریاست که در روستایی زندگی می کنه 2 پسر و 2 دختر داره و شوهری که در زندان شهر کار می کنه. و عاشق دختر 14 ساله ای شده اما چون نمی تونه خرج 2 تا زن و بده می خواد ثریا رو طلاق بده و با اون دختره ازدواج کنه. در این روستا آخوندی هست که قبل از انقلاب به جرم دزدی باجگیری و بی ناموسی به زندان میفته و بعد از انقلاب به شغل شریف روحانیت می پردازه (از همین جا می تونیم ببینیم که چقدر این فیلم کشکیه) و کلا خیلی آدم کثیفی نشون داده شده. ثریا راضی به طلاق نمیشه چون در اون صورت خرجی نداره که شکم بچه هاشو سیر کنه. شوهره هم می خواد دست پسراشو بگیره بره شهر. در این فیلم ارزش زن رو در اسلام بسیار پایین نشون دادند. طوری که شوهر ثریا کتکش میزنه، پسر هاش به او توهین می کنند و پدر برای دخترهاش کوچکترین ارزشی قائل نیست. یه روز توی روستا زنی می میره و شوهرش (هاشم) با پسر شیرین عقلش می مونند بی کس و کار که کدخدا از ثریا می خواد بره خونه ی اون هاشم کار کنه و حقوق بگیره تا مدتی. اینجا میشه که شوهر ثریا تصمیم می گیره یه طوری تهمت زنا به زنش بزنه و از شرش خلاص شه. میره با آخوند ده صحبت می کنه و میگه من دیدم که زنم با هاشم زیاد حرف می زنه. زیاد می مونه خونه اش. یه خبراییه. با هم میرن پیش کدخدا و کدخدا با عصبانیت میگه:
کدخدا: شاهد باید معتبر باشه
آخوند: قانون اسلام حکم میکنه هر شاهدی میتونه قدم جلو بذاره!!!!! 
کدخدا: پس برو مدرک بیار. نه غیبت
شوهر فتنه انگیز میره سراغ هاشم بیچاره و بی سواد. گولش میزنه میگه شهادت بده که ثریا تو خونه اش می خوابه. و نکته ی جالب اینجاست که زیر نویس انگلیسی این فیلم رو اشتباه نوشتند. هر کجا که میگه: ثریا خونه ی شما می خوابه رو ترجمه کردند: ثریا توی تخت تو می خوابه. 
خلاصه دو تا شاهد قضیه میشن شوهر ثریا و هاشم. کدخدا به ثریا میگه: «دو تا شاهد دارند تو رو متهم میکنند. بی گناهیتو ثابت کن. وقتی مردی اتهام به زنش میزنه، این وظیفه ی زنه که بی گناهی خودشو ثابت کنه. حتی اگه زنی مردی را متهم کنه باز هم باید زن ثابت کنه.» در حالی که ما تو اسلام داریم اولاً 4 شاهد عادل علاوه بر شوهر باید باشند. و بعد اینکه باید شاهد صحنه رو کامل و با جزئیات دیده باشند نه اینکه بگن تو خونه ی فلانی خوابیده. و مساله ی مهم تر اینکه در اسلام کسی که اتهام میزنه باید ثابت کنه نه کسی که متهم میشه. و زن بودن یا مرد بودنش فرقی نمی کنه. سپس به همین سادگی کدخدا با مشورت بقیه حکم سنگسار برای ثریا می نویسند.

در یک لحظه ثریا با خاله ش تصمیم می گیرند فرار کنند که چند تا بسیجی بهشون حمله می کنند و به زور می برنشون. دستاشو می بندن و توی گودال میذارن و اولین کسی که سنگ میندازه پدر ثریاست. صحنه ی سنگ سار بسیار دلخراش و دردناکه همه سنگ می زنند. و حتی دو تا پسر ثریا.
یه سری سوتی هایی هم این فیلم داشت:
اسم پدر ثریا مرتضی رمضانی بود در حالی که فامیلی ثریا با میم شروع میشه. 
خاله ی ثریا به زبان انگلیسی مسلط بود.
آخه زمان اول انقلاب ما توی کدوم روستا یه زن مسلط به زبان انگلیسی داشتیم که این دومیش باشه.
توی فیلم زن ها بعضی جاها چادر و یه طور می گیرن که دماغشون بیرونه و بعضی جاها بی حجاب.





منابع:
قرآن کریم
تفسیر نمونه
آیا سنگسار کردن یک حکم قرآنی است؟ - ژیلا شریعت پناهی
وبلاگ تخصصی حقوق و فقه
سایت شبهه
سایت تاریخ و فرهنگ ایران زمین
پایگاه حوزه
سایت نیک صالحی